تبلیغات
ثبت نام
دوشنبه 22 آبان 1396  10:12 ق.ظ


آدم متاهل که قهر نمی کند!


فردی که قهر می کند بیش از همه در معرض پیامدهای منفی قهر است‎

 

بسیار پیش می آید که زن و شوهرهای جوان در دوران نامزدی و در فاصله عقد تا ازدواج به دلایل مختلف بارها با هم قهر می کنند.

 

این که چرا قهر پیش می آید و چه طور باید از مرحله قهر به آشتی رسید چیزی است که زوج های جوان باید بدانند. اول این که قهر، یک رفتار کودکانه است. این اولین چیزی است که باید درباره قهر بدانیم. پس هر کدام از ما که از این حربه به عنوان یک رفتار دفاعی یا رفتاری برای آزار دادن همسرمان یا به هر نیت دیگری استفاده می کنیم باید بپذیریم که اصلا به عنوان یک فرد عاقل و بالغ ظاهر نشده ایم!

 

حتی کودکان گاهی پس از قهرهای شدید با دوستانشان پس از چند دقیقه یا چند ساعت آشتی می کنند و دوباره بازی پرنشاط خود را از سر می گیرند، گویی به بی اهمیتی قهر پی می برند اما خیلی از آدم بزرگ ها همچنان در رفتار کودکانه خود باقی می مانند!

 

البته ناراحت شدن و به اصطلاح «سرسنگین بودن» با همسر زمانی که از دست او ناراحت هستیم، همیشه «بد» نیست، حتی می تواند در شرایطی به عنوان راهی و نشانه ای برای آگاه کردن او از رفتار اشتباهش موثر هم باشد ولی در برخی شرایط و نه همیشه و نه برای مدتی طولانی!

 

قهر کردن به انتظار منت کشی

متاسفانه قهر کردن بیشتر در خانم ها دیده می شود و تا وقتی همسر آن ها پا پیش نگذارد، عذرخواهی نکند و به اصطلاح «منت کشی» نکند، آن ها از خر شیطان پایین نمی آیند! البته طرح این مسئله درباره خانم ها این موضوع را نفی نمی کند که بسیاری از مردان نیز به این آسیب مبتلا هستند. البته در مواردی که خطای همسر به صورت عمد و به دفعات تکرار می شود و راه حل های ساده احتمالی موثر واقع نمی شود، استفاده از قهر تا سطحی مجاز است. ولی تکرار آن یا طولانی شدن مدت آن، برای رابطه زناشویی بسیار مضر است.

 

چرا قهر می کنند؟

بهروزی فر، روان شناس بالینی و کارشناس خانواده، چند دلیل احتمالی را برای قهر همسران بیان می کند: گاهی زوجین نمی توانند منظور و پیام خود را به یکدیگر منتقل کنند؛ بنابراین یکی از زوجین احساس ناکامی می کند و گمان می کند مورد بی توجهی همسرش قرار گرفته است. پس دچار دلخوری و خشم می شود و تصمیم به قطع رابطه کوتاه مدت یا همان قهر می گیرد، البته عمق و میزان قطع رابطه به اهمیت پیام بستگی دارد و ممکن است از چند ساعت تا چند روز هم طول بکشد.

 

قهر با شوهر

قهر کردن بیشتر در خانم ها دیده می شود ‎

 

خودمحور نباشید

دلیل دوم باز هم در رابطه با گفت و گوی ناموفق زوجین مطرح است، گاهی یکی از طرفین خودمحورانه صحبت می کند یعنی مطالب خود را با تصورات و با توجه به نیازهای خودش مطرح می کند و تصورات و نیازهای طرف مقابل را در نظر نمی گیرد که این خودمحوری باعث دلخوری و قطع رابطه طرف مقابل می شود؛ زیرا در این جا مسئله تفاوت نگاه و نگرش وجود دارد و احساس ناامیدی و یاس جزیی در فرد، ایجاد می شود.

 

قضیه ابروی بالای چشم

بهروزی فر دلیل سوم را به بعد شخصیتی یا درون فردی ربط و ادامه می دهد: ممکن است شخص، عزت نفس پایین یا آسیب دیده ای داشته باشد که در این صورت وقتی در شرایط یا در معرض اختلاف عقیده یا سلیقه با دیگران قرار می گیرد، راهی جزی قهر کردن برایش باقی نمی ماند.

 

در همین مواقع است که اصطلاحا مردم می گویند: «به فلانی زود بر می خوره» یا «نمی شه بهش گفت بالای چشمت ابروست». این کارشناس خانواده تاکید می کند: قهر کردن مانند ریختن زباله ها زیر فرش خانه است، مشکل با قهر کردن حل نمی شود زیرا افراد بعد از چند دقیقه، چند ساعت یا چند روز سعی می کنند دوباره با هم ارتباط برقرار کنند ولی مشکل به جای خود باقی است.

 

از همسرتان باج نگیرید!

دلیل بعدی با عنوان «بازیابی عاطفی» از سوی بهروزی فر مطرح می شود: اگر دلیل قبلی ناآگاهانه بروز می کند، این دلیل کمی آگاهانه است، یعنی فرد در فرآیند شکل گیری شخصیت اش از کودکی تا بزرگسالی راهی را برای رسیدن به هدف انتخاب می کند که نوعی «باج گیری عاطفی» از دیگران است.

 

کودکی که برای رسیدن به خواسته اش بهانه گیری می کند یا روی نقطه ضعف والدینش انگشت می گذارد و از این طریق به هدفش می رسد، ممکن است در بزرگسالی هم این کار را انجام دهد، بر این اساس با همسرش قهر می کند و با خود می گوید می توانم با حرف نزدن و قهر کردن با همسرم به هدفم برسم.

 

عوارض قهر

فردی که قهر می کند بیش از همه در معرض پیامدهای منفی قهر است. این روان شناس در تشریح آثار قهر با بیان این جمله ادامه می دهد: وقتی قهر رخ می دهد، نشان می دهد که فشار زیادی روی فرد است زیرا می خواهد خودش را حفظ کند، او در حال تجربه تهدید است و با قهر، انرژی روانی زیادی را از دست می دهد.

 

بهروزی فر با بیان این که قهر موجب ایجاد فاصله عاطفی و شناختی بین دو طرف می شود، می افزاید: قهر کردن های زیاد و طولانی مدت به مرور زمان موجب دلسردی می شود. حتی فضایی که برای عشق ورزیدن به هم وجود دارد، می تواند به فضای هم زیستی محض تبدیل شود و زوجین به جای مراوده های عاطفی و روانی که به آن نیاز دارند تنها به وظایف خود عمل می کنند تا رابطه باقی بماند.

 

رفتارهای جایگزین قهر

 • قهر، رفتاری ناکارآمد است و اگر زمانی در کودکی فایده ای برایشان داشته، دیگر در شرایط فعلی فایده ای برای آن ها ندارد، بلکه باید به دنبال یافتن راه حل باشند.

 

• زوجین در نظر داشته باشند رفتار ناکارآمد برای مدت زمان محدود آن ها را به اهدافشان می رساند. چون سرانجام طرف مقابل در برابر این رفتار می ایستد و دیگر باج نمی دهد.

 

• زوجین مهارت های ارتباط موثر را باید بگیرند و حتی در سخت ترین شرایط هم به هم فرصت بدهند و بدانند وقتی احساس ناکامی دارند، دچار خشم و هیجان و خستگی می شوند و نمی توانند استدلال منطقی داشته باشند پس باید به هم فرصت بدهند و صحبت کنند. آن ها باید با موضوع و مشکل خود رو به رو شوند و راه حل پیدا کنند.

 

گاهی افراد موضوع اصلی را نادیده می گیرند و پشت سر می اندازند ولی این موضوع یک روز ظهور می کند و خود را نشان می دهد، پس زوجین قهر را با بی توجهی به مسئله و مشکل اصلی تمام نکنند و با هم صحبت کنند اگر بار اول دعوایشان شد، بار دوم صحبت کنند، اگر باز هم دعوا کردند بار سوم صحبت کنند و اگر می توانند از مشاوره متخصص و متعهد کمک بگیرند تا این مشکل پیشرفت نکند!


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 22 آبان 1396
نظرات()   
   
دوشنبه 22 آبان 1396  10:10 ق.ظ


علل خیانت های زناشویی


علل خیانت های زناشویی


بیشتر افراد تجربه مواجهه با خیانت را به شکل یک آسیب تجربه می کنند‎

 

خیانت در افرادی بیشتر دیده می شود که علایق جنسی شدیدتری دارند، ارزش های جنسی سهل گیرانه تری اتخاذ می کنند، رضایت کمتری از شریک زندگی خود دارند و روابط اجتماعی مشترک کمتری با همسر خود دارند.

 

بیشتر افراد تجربه مواجهه با خیانت را به شکل یک آسیب یا به اصطلاح تخصصی «تروما» تجربه می کنند. یعنی آسیبی دردناک که از طاقت بیشتر افراد خارج است؛ آسیبی شبیه به زمین لرزه یا مرگ عزیزان در پیش چشمانمان. در این نوشته به دنبال رسیدن به تعریفی از خیانت و انواع آن هستیم. در نهایت به بررسی علل خیانت خواهیم پرداخت.

 

خیانت به معنای شکسته شدن یک پیمان است. در اینجا منظور ما به طور خاص پیمان ازدواج است. خیانت در چارچوب پیمان زناشویی، وضعیتی است که به موجب آن، یکی از طرفین رابطه به شکل پنهانی قوانین و هنجارهایی را که ازدواج بر اساس آن بنا شده است، زیر پا می گذارد و با فردی جز همسر خود رابطه ای جنسی یا عاطفی بر قرار می کند.

 

در بسیاری مواقع هم فردی که خیانت می کند و هم فرد خیانت دیده دچار رنج روان شناختی شدیدی می شوند. این نشانه ها به ویژه برای فرد خیانت دیده شدیدتر است و تجربه اضطراب، خشم، کاهش احترام به خویشتن (حرمت نفس)، غم و افسردگی را در بر می گیرد.شیوع و میزان بروز خیانت به درستی مشخص نیست؛ اما پژوهشی در دانشگاه شیکاگوی آمریکا احتمال بروز خیانت را برای مردان 12 درصد و برای زنان 7 درصد برآورد کرده است؛ البته باید توجه داشته باشیم که میزان بروز خیانت در فرهنگ ها، برهه های تاریخی، گروه های اجتماعی- اقتصادی و سنین مختلف متفاوت است.

 

به طور کلی خیانت در افرادی بیشتر دیده می شود که علایق جنسی شدیدتری دارند، ارزش های جنسی سهل گیرانه تری اتخاذ می کنند، رضایت کمتری از شریک زندگی خود دارند و روابط اجتماعی مشترک کمتری با همسر خود دارند.خیانت انواع مختلفی دارد. بسیاری خیانت را در دو گروه کلی قرار می دهند.

 

خیانت های عاطفی و خیانت های جنسی. خیانت عاطفی به معنی برقراری رابطه صمیمی احساسی با فردی جز شریک زندگی است. به همین ترتیب خیانت جنسی نیز به معنای برقراری روابط جنسی با فردی جز شریک زندگی خود است. ممکن است این دو شکل با هم ترکیب شوند و خیانت عاطفی و جنسی به طور همزمان رخ دهد.

 

معمولا گفته می شود وقوع خیانت های جنسی بیشتر برای مردان و وقوع خیانت های عاطفی بیشتر برای زنان رنج آور است؟از طرف دیگر می توان انواع خیانت را با توجه به شرایط فرد و میزان علاقه و تعهد موجود در رابطه نیز طبقه بندی کرد، به این ترتیب انواع خیانت ها را می توان در چند دسته قرار داد:

 

علتهای خیانت زناشویی

خیانت به معنای شکسته شدن یک پیمان است‎

 

1- خیانت موقعیتی به معنای تسلیم شدن در مقابل میل جنسی است. در واقع در این نوع خیانت، فرد شریک زندگی خود را دوست دارد اما در موقعیتی خاص در برابر تکانه های جنسی خود تسلیم می شود.

 

2-خیانت تحت اجبار در این نوع خیانت نیز فرد به شریک زندگی خود علاقه مند است و سعی می کند به او متعهد بماند اما از ترس واکنش های فردی که نسبت به او ماجراجویی جنسی نشان می دهد، تسلیم می شود. این واکنش ها ممکن است دامنه ای از تهدیدهای عاطفی (مثل ترک کردن یا بی توجهی) تا تهدیدهای جسمی را در بر بگیرد.

 

3-خیانت عشقی زمانی رخ می دهد که فرد علاقه خود نسبت به شریک زندگی اش را از دست داده است و به فرد دیگری علاقه مند می شود.

 

4-خیانت عشقی متعارض این نوع خیانت شکل پیچیده تری از خیانت عشقی است. در واقع در این حالت فرد به طور همزمان به چندین نفر علاقه‌مند است و ممکن است روابط پنهانی زیادی داشته باشد. اما گذشته از تعریف و انواع خیانت یک سوال بسیار رایج این است که چرا افراد خیانت می کنند؟

 

به عقیده برخی انسان شناسان مانند هلن فیشر عوامل روان شناختی متعددی موجب گرایش افراد به خیانت می شود. برخی افراد به دنبال حل مشکلات رابطه زناشویی و جنسی خود هستند، برخی نیز به دنبال کسب توجه بیشتر، گرفتن انتقام یا ایجاد هیجان در رابطه فعلی هستند. علاوه بر این، به عقیده فیشر گرایش به خیانت ریشه های زیستی هم دارد. ما همان طور که گرایش بسیار زیادی به روابط صمیمی داریم، گرایش مشابه و خالصی هم برای کسب لذت جنسی بیشتر داریم. به نظر می رسد خیانت با غلبه این تمایلات جنسی نیز مرتبط باشد.علل مسئله خیانت را می توان به شکل جداگانه در زنان و مردان بررسی کرد.

 

بیشتر مردانی که خیانت می کنند عمده ترین دلیل خود را نارضایتی جنسی از رابطه فعلی می دانند و بیشتر زنان دلیل اصلی خود را نارضایتی عاطفی می دانند. برخی پژوهش ها نشان داده است که مهم ترین دلیل زنان برای خیانت نارضایتی از رابطه فعلی است و مهم ترین دلیل مردان برای خیانت، نارضایتی های جنسی و همچنین نبود درک متقابل و مشکل در برقراری ارتباط با همسرشان است.

 

عوامل دیگری که با خیانت بیشترین همبستگی را دارد عبارت است از: ارزش های سهل گیرانه جنسی، اعتقاد به روابط بی قید، تعداد زیاد روابط جنسی پیش از ورود به رابطه متعهدانه، تحصیلات بالاتر و زندگی در مناطق شهری.اما اگر قرار باشد فقط و فقط به یک عامل مشترک میان زنان و مردان اشاره کنیم که بیشترین میزان خیانت را پیش بینی می کند، بی شک آن عامل نارضایتی زناشویی خواهد بود. رضایت زناشویی به معنی ارزیابی ذهنی زوج ها از رابطه خود است. به نظر می رسد تاثیر عوامل دیگر از گذرگاه این عامل می گذرد. به این معنا که عوامل دیگر به این دلیل باعث خیانت می‌شوند که موجبات نارضایتی زناشویی را فراهم می‌کنند.

 


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 22 آبان 1396
نظرات()   
   


اینها دلیل اصلی بی میلی شوهرتان نسبت به شما است!!


بی میلی مردان نسبت به زنان یکی از مشکلات مهم در زندگی زناشویی است‎

 

بی میلی مردان نسبت به زنان یکی از مشکلات مهم در زندگی زناشویی است. در این مقاله قصد داریم دلایل اصلی بی میلی مردان به زنان را معرفی کنیم.

 

چه چیزهایی مردها را به زن ها بی میل می کند؟

برای نوشتن این مقاله دست به تحقیقات گسترده ای در سطح وب زدم و به نتایج جالبی هم رسیدم که در ادامه آنها را با هم بررسی خواهیم کرد.

 

آرایش بیش از حد

مقدار ملایمی آرایش اصلا بد نیست. اما گاهی آرایش فراتر از آنچه باید می رود. خانم های عزیز با تبدیل کردن صورت خود به یک اثر هنری نمی توانید یک مرد ( دقت کنید مرد ) را تحت تاثیر خود قرار دهید. آقایان آرایش ملایم را به آرایش بیش از حد ترجیح می دهند و در واقع هنگام صحبت با خانمی که آرایش ملایمی دارد راحت تر هستند. یکی از اشتباهات بزرگ خانم ها این است که از آرایش برای مخفی کاری استفاده می کنند در حالی که آرایش ملایم نقاط جذاب چهره را برجسته می کند و چیزی را پنهان نمی کند.

 

بوی بد بدن

این چیزی است که شاید خیلی ها به فکرش نیفتند چون بیشتر ما بو نمی دهیم. اما بو عرق دادن یک خانم برای آقایان دیگر خیلی غیر قابل هضم است به این شکل بگویم که مردها از خود این انتظار را دارند اما از شما نه!

 

موی صورت

یکی از کاری ترین ضرباتی که می تواند یک مرد را به زنی بی میل کند موی صورت است. می دانم برخی خانم ها به دلایل مشکلات سلامت گرفتار این نوع موهای  زائد هستند اما یک مرد چنین انتظاری را ندارد. این موضوع تا پس از ازدواج نیز ادامه دارد ( فکر نکنید بعد از ازدواج همه چیز تمام شده ) داشتن موی زیر بغل می تواند به سادگی شوهرتان را خنثی کند. وقتی این قسمت را می نوشتم به یاد یک ترول قدیمی افتادم که گذاشتنش خالی از لطف نیست ( هر چند زیاد به موضوع ربطی ندارد ).

 

نرسیدن به ناخن ها و موها

آقایان به خانم ها معمولا به چشم موجوداتی پاکیزه نگاه می کنند و همانطور که بالا اشاره شد انتظار بوی عرق هم از یک خانم ندارند. شلخته و کثیف بودن موها ، نامرتب بودن ناخن و چرک بودنشان از موارد ظاهری است که می تواند یک مرد را بی میل کند.

 

بهداشت دهان

یک خانم برای تحت تاثیر قرار دادن یک مرد کارهای زیادی می تواند بکند اما کافی است کمی غذا بین دندانتان مانده باشد و یا بدتر از آن دهانتان بوی بد بدهد مطمئن باشید همه چیز را خراب کرده اید. مسئله بوی بد دهان حتی می تواند کاری کند که همسرتان از بوسیدنتان صرف نظر کند ( البته این مورد را هر دو طرف باید رعایت کنند بوی بد دهان واقعا آزار دهنده است ).

 

بد لباس بودن

روی مد بودن و خوش لباسی یک چیز است و پوشیدن لباس های عجیب و غریب چیزی دیگر. آقایان معمولا حس خوبی نسبت به خانم هایی که لباس های خیلی گشاد و یا خیلی تنگ می پوشند ندارند. لباس های به قول خودمان خانمانه بیش از هر چیز دیگری می تواند یک مرد را تحت تاثیر قرار دهد. گاهی ساده ترین لباس وقتی به صورت مرتب و تمیز استفاده شود بهترین تاثیر را در ظاهر می گذارد.

 

ظاهر ناسالم

درخشان و با طراوت نگه داشتن پوست تنها به سلامت کمک نمی کند بلکه می تواند توجه نیز به همراه بیاورد. پوست خانم ها بر اثر کار زیاد یا استرس خیلی سریع تغییر می کند. بنابراین خیلی سریع ممکن است حالتی مریض و بی حال به خود بگیرند. آقایان معمولا بیشتر جذب آن دسته از خانم هایی می شوند که ظاهری سالم و شاداب داشته باشند. چه کسی دوست دارد دائما یک چهره بی رنگ و بی حال را ببیند!

 

بد دهانی

از چیزهایی که یک مرد را ابتدا شگفت زده و سپس از شما دور می کند بد دهانی است. ظاهرتان هر چقدر هم که خوب باشد استفاده از الفاظ بد از جذابیتتان به شدت می کاهد. در این مورد هم درست مانند رسیدن به خود آقایان انتظارشان از شما بیشتر از خودشان است.

 

مردانه بودن

اصلی ترین دلایل متمایل شدن یک مرد به یک خانم زنانگی داشتن اوست. از مدل راه رفتنتان تا نگاه کردن و لباس پوشیدنتان همه اینها برای یک مرد مهم است و اگر هر کدام از اینها حالتی مردانه داشته اصلا خوشایند نیست. مردانه رفتار کردن باعث نمی شود یک مرد احساس راحتی بیشتری پیدا کند و کاملا برعکس جواب می دهد.

 

بیش از حد دراماتیک بودن

مردها تا جای ممکن از لحظات دراماتیک و ناراحت کننده فراری هستند و اگر خانمی دائما حالت افسرده و ناراحت داشته باشد سعی می کنند از او فاصله بگیرند. بله گاهی خانم ها برای رهایی از غمی که دارند می خواهد به نامزد یا همسر خود پناه ببرند اما زنی که دیدنش برابر باشد با یاد آوری غم و غصه برای یک مرد قابل تحمل نیست.

 

خانم هایی که سعی در تغییرشان دارند

بله عشق یک زن می تواند هر مردی را تبدیل به آدم بهتری کند اما این بدان معنا نیست که کاملا تغییری کند. مثلا مردها دوست ندارند به آنها گفته شود جای شلوار جین و تی شرت کت و شلوار بپوش. آقایان از مجبور به انجام کاری شدن خوششان نمی آید.

 

ادای روانشناس ها را در آوردن

دقت کرده اید وقتی شوهرتان به جای گوش دادن به مشکلتان دائما سعی می کند راه حل تحویل بدهد چقدر نفرت انگیز می شود؟ بله آقایان هم از این کار بدشان می آید. آقایان از خانمی که دائما در حال آنالیز کردنشان است و توصیه هایی ارائه می کند که اصلا از او درباره آنها چیزی نخواسته بدشان می آید. اگر می خواهید همسر، نامزد یا … چیزهای مهمی که برایش پیش آمده را برایتان بگوید گوش خوبی باشید و روانشناس بودن را کنار بگذارید.

 

سیگار کشیدن

زیباترین و با اخلاق ترین زن دنیا هم که باشید سیگار کشیدن می تواند همه چیز را تغییر دهد. حتی یک مرد سیگاری هم نسبت به خانمی که سیگار می کشد بی میل می شود. دلایل این عامل بی میلی باز می گردد به همان انتظارات یک مرد درباره بوی خوب و تمیز بودن.

 

داشتن ناخن های خیلی بلند

ناخن های خیلی بلند اصلا جذاب نیستند حتی اگر آنها را کاشته باشید و کلی طرح های جذاب رویشان کشیده باشید. از نظر یک مرد خانمی که چنین ناخن هایی دارد چنگک به خود وصل کرده و خطرناک است!


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   


۷ نشانه اینکه شوهرتان از ازدواجتان راضی است

معیارهای ازدواج موفق

هر زنی دوست دارد شوهرش از ازدواجش با او خوشحال و راضی باشد

 

دوست دارید بدانید که شوهرتان از ازدواج با شما رضایت دارد یا نه؟ این لیست را بخوانید. بعد برای هر کار خوبی که برایتان انجام می‌دهد قدردان باشید.

 

هر زنی دوست دارد شوهرش از ازدواجش با او خوشحال و راضی باشد. این ۷ علامت به شما نشان می‌دهد که نظر شوهر شما درمورد ازدواجتان چیست.

 

۱. بوسه‌ها

وقتی از سر کار به خانه می‌آید با بوسیدنتان به شما سلام می‌کند. این بوسه از آن بوسه‌های تند و سرسری روی گونه نیست. بوسه‌ای همراه با در آغوش گرفتن و از روی لب‌هاست. از آن نوع بوسه‌هایی که باعث می‌شود بفهمید که بدون شک از اینکه در خانه دوباره کنار شماست بسیار خوشحال است.

 

۲. تماس‌ها

وقتی برای یک هدف کاری مجبور است به مسافرت برود، هر روز به شما زنگ می‌زند و می‌گوید که دلتنگتان است. مردی که از زندگی‌اش راضی باشد وقتی دور از خانه باشد واقعاً دلش برای همسرش تنگ می‌شود. او می‌خواهد که با شما باشد و برای برگشتن به خانه بیقرار است. وقتی زنگ می‌زند حرف‌های زیبایی به شما می‌زند که تک‌تک آنها از صمیم قلبش هستند. او همیشه ۱۰۰٪ به شما وفادار است و شما این را می‌دانید.

 

۳. «دوستت دارم‌ها»

به شما می‌گوید که دوستتان دارد. هر روز این را به شما می‌گوید. و شما هم همین را در جوابش می گویید. این جمله هیچوقت برای شما تکراری نمی‌شود. او مثل شوهری نیست که همسرش بعد از سال‌ها از ازدواجشان شکایت می‌کند که «تو حتی یکبار هم به من نگفتی دوستم داری» و شوهرش جواب می‌دهد «وقتی ازدواج کردیم بهت گفتم اگه نظرم عوض شده بود مطلعت می‌کردم»! این روش یک شوهر راضی و خوشحال در ازدواجش نیست. او به شما می‌گوید که دوستتان دارد چون می‌خواهد هر روز آن را بشنوید و بدانید. او از گفتن این جمله لذت می‌برد چون عمیقاً آن را حس می‌کند. و می‌داند که شنیدن آن برای شما هم مهم است.

 

۴. کمک کردن‌ها

او در کارهای خانه به شما کمک می‌کند. می‌خواهد کارهای شما را سبک‌تر کند و حتی وقتی حالتان خوب نیست بیشتر از سهم خود در کارهای خانه کمک می‌کند. به فرزندانتان هم همین را آموزش می‌دهد. او درک می‌کند که بزرگ کردن بچه‌ها فقط وظیفه شما نیست، وظیفه او هم هست. به عبارت دیگر، او یک عضو فعال در شاد نگه داشتن محیط خانه برای خانواده‌اش است.

 

۵. تحسین‌ها

او شما را تحسین می‌کند. به شما نگاه می‌کند و می‌بیند که چه کار می‌کنید. به شما توجه دارد. در زمان‌های مختلف وقتی به شما خیره شده است نگاهش را دستگیر می‌کنید. او هیچوقت از نگاه کردن به شما خسته نمی‌شود. هر تغییری هم که برای ظاهر شما افتاده باشد، او فکر می‌کند که شما زیبا هستید. او اشکالات و ایرادهایی که شما در خودتان می‌بینید را نمی‌بیند. عشق شما او را کور کرده است.

 

۶. آرامش دادن‌ها

وقتی گریه می‌کنید شما را در آغوش می‌گیرد. وقتی دلشکستگی و ناامیدی‌ها اشک به چشمانتان سرازیر می‌کند، همیشه کنارتان است. او نهایت تلاشش را برای درک وضعیت شما می‌کند. البته همیشه اینکار را عالی انجام نمی‌دهد ولی برای آرامش دادن به شما در شرایط سخت زندگی تلاش می‌کند. اگر عاقل باشید، به استقبال تلاش او خواهید رفت.

 

۷. دردودل کردن‌ها

او رویاها و ناراحتی‌هایش را با شما درمیان می‌گذارد. این کار برای او ساده نیست، همینطور هم برای شما. او می‌خواهد بداند که آیا می‌تواند بدون ناراحت شدن شما این حرف‌ها را با شما درمیان بگذارد و اینکه به اطمینان خاطر می‌دهید یا نه. وقتی می‌خواهد حرف‌های دلش را برای شما مطرح کند و درمورد امیدها و برنامه‌هایش برای کار با شما حرف بزند، می‌داند که گوش می‌دهید و برایتان مهم است. او می‌داند که شما مشوق اصلی او در زندگی هستید. همچنین می‌داند که عشقش برای شما به اندازه کافی عمیق هست که درکش کنید و بخواهید ناامیدی‌هایش را بدانید. مردی که از زندگی زناشویی‌اش راضی باشد، با اعتماد و اطمینان این کار را خواهد کرد.

 

شوهرهایی که این مقاله را می‌خوانند هم یادداشت‌برداری کنند. اگر تا امروز این کارها را انجام نمی‌داده‌اید، الان وقتش است که دست به کار شوید و به همسرتان در زندگی اولویت دهید. هیچوقت برای آوردن شادی و رضایت به زندگی زناشویی دیر نیست. خانم‌هایی که این مقاله را می‌خوانند، از همه کارهای خوبی که شوهرتان برایتان انجام می‌دهد قدردانی کنید. اگر می‌خواهید ازجمله زوج‌های موفق و خوشبخت باشید، او هم باید اولویت اول زندگی شما باشد تا به دنیا ثابت کنید که ازدواج به معنی خوشبختی است، حتی وقتی شرایط زندگی سخت می‌شود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   


چگونه با خواهر شوهر مجرد رابطه سالمی داشته باشیم؟

خواهر شوهر مجرد


رقابت عروس و خواهر شوهر از دیرینه ترین رقابت های ارتباطی خانوادگی در فرهنگ ما است

 

رقابت عروس و خواهر شوهر، یکی از دیرینه ترین رقابت های ارتباطی خانوادگی در فرهنگ ما است، به خصوص اگر خواهر شوهر مجرد هم باشد!

 

برای خیلی ها خواهر شوهر مدخل ورودی رابطه با کل خانواده شوهر است. به همین دلیل اغلب فکر می کنند که اگر خواهر شوهر خوبی داشته باشند یا دست کم خواهر شوهرشان متأهل باشد و یک گوشه از دنیا سرش به زندگی و گرفتاری های خودش گرم باشد، آنها می توانند زندگی بهتری داشته باشند. در نتیجه بدترین حالت ممکن را زمانی تصور می کنند که خواهر شوهر مجردی داشته باشند.

 

شوخی نیست! به هر حال یک حافظه جمعی چند صد ساله این را به ما القاء کرده که وجود خواهر شوهر مجرد مساوی است با تنش، کشمکش و اختلاف بین زن با شوهر و بین عروس با مادر شوهر و دیگر اعضای مهم خانواده شوهر. متأسفانه وجود خواهر شوهرهایی که همچنان با اشتباهاتشان به این باور دامن می زنند باعث مقاومت این دیدگاه نسبت به تغییر شده است. اما این به معنای آن نیست که داشتن خواهر شوهر مجرد یک فاجعه برای زندگی مشترک شما باشد.

 

برای رابطه برقرار کردن با خواهر شوهر مجرد راه هایی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند تا هم به خوبی به زندگی تان برسید و هم در ارتباط با خواهر شوهر و خانواده او به مشکل برنخورید:

 

1. از خواهر شوهر مجردتان «هیولا» نسازید.

برداشت های ذهنی شما یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده رفتارهای کلامی و غیر کلامی تان است. به همین دلیل بهتر است در مرحله اول ذهنیت خودتان را نسبت به خواهر شوهرتان مورد بازبینی قرار دهید و او را انسانی مثل خودتان و بقیه آدم ها که یک سری نقاط قوت و یک سری نقاط ضعف دارند ببینید. به عبارت دیگر سعی کنید در روابطتان نسبی نگر باشید نه مطلق نگر. بدیهی است اگر نگاه شما نسبت به او مثل نگاه به یک اتفاق فاجعه آمیز باشد، او هم روند خصمانه ای را در تعامل با شما در پیش خواهد گرفت.

 

2. برای زندگی تان مرزگذاری کنید.

 چه خواهر شوهرتان جدای از شما زندگی کند و چه با شما زندگی کند، شما می توانید مرزهایی را برای زندگی مشترکتان تعیین کنید. یکی از مهمترین کارها این است که مسائل مربوط به زندگی تان را بین خود و همسرتان حل کنید و اجازه ندهید که کار به گله و شکایت پیش این و آن بکشد. چرا که در این مواقع احتمال زیادی وجود دارد که خواهر شوهر شما درصدد حمایت از برادرش بربیاید و اوضاع زندگی شما پیچیده تر بشود.

 

3. صمیمیت الزامی نیست.

ممکن است علیرغم تلاش های شما، دیدگاه و رفتار خواهرشوهرتان طوری باشد که هیچ گاه یک ارتباط صمیمانه بینتان شکل نگیرد و این مسئله باعث رنجش شما بشود. اما یادتان باشد که رابطه سالم لزوماً به معنای رابطه صمیمانه نیست بلکه آن چیزی که موجب سلامت رابطه شما می شود احترام و کنار گذاشتن احساس رقابت خصمانه است. سعی کنید در آشکار و خفاء احترامتان را به او حفظ کنید و از بدگویی جداً پرهیز کنید.

 

4. دوز بدبینی تان را اندازه بگیرید.

 خیلی از اختلافات به دلیل سوءتفاهم است یعنی برای مثال فرض کنید که خواهر شوهر شما دارد از خرید خوب و ارزانی که توانسته از یک حراجی بکند می گوید به این نیت که شما را از وجود آن حراجی مطلع کند اما در همان حین شما از حرف های او این طور برداشت می کنید که «یعنی می خواد بگه من چیزای گرون می خرم و پول رو هدر می دم؟». بنابراین بهتر است بین دخالت و حمایت تفاوت قائل بشوید.

 

5. نکات مثبت او را پررنگ کنید

 نقاط قوت او را بپذیرید و جلوی خودش و دیگران از آنها تعریف کنید. مثبت نگری در روابط خانوادگی همیشه آثار شگفت انگیزی دارد.

 

6. همه تقصیرها را به گردن او نیندازید.

اگر خواهر شوهر شما در زندگی تان دخالت می کند و دخالت هایش هم در ایجاد اختلاف بین شما و شوهرتان مؤثر می افتد، او مقصر صد در صد مشکل شما نیست. بخشی از این مسئله هم به شوهرتان و حتی خودتان بر می گردد.

 

برای مثال اگر شوهر شما مهارت مدیریت کردن روابط بین خانواده و همسرش را ندارد، حالا هر قدر هم که خواهر شوهرتان شخص کنترل گر و اقتدار طلبی باشد، اما مقصر اصلی شوهرتان است نه خواهر شوهرتان. یا اگر خود شما در رابطه با خواهر شوهرتان، سر نخ هایی درباره زندگی تان می دهید که پای او را به رابطه زناشویی شما باز می کند، باز هم مقصر اصلی او نیست بلکه در واقع خود شما مقصرید. پس به جای اینکه تلاش کنید او را تغییر بدهید روی خود و شوهرتان تمرکز کنید و سعی کنید مهارت های زندگی تان را بالا ببرید.

 

7. زبان او را یاد بگیرید.

سعی کنید به جای این که شمشیر را از رو ببندید خواهر شوهرتان را بیشتر بشناسید. ببینید که به چه چیزهایی علاقه دارد؟ از چه چیزهایی خوشش نمی آید؟ چه انتظاراتی دارد؟ خلاصه اینکه بفهمید برای وارد شدن به دنیای او باید از چه دری داخل شوید. به هر حال شما هم زن هستید و از راه های نفوذ به دل زن ها آگاهید.

 


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 22 آبان 1396
نظرات()